تبليغاتX
هزار دستان
+ نوشته شده در  Thu 28 Aug 2008ساعت 4:56 PM  توسط علیرضا |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

يك نفر از كوچه ي ما عشق را دزديده است
اين خبردركوچه هاي شهر ما پيچيده است

دوره گردي در خيابانها محبت مي فروخت
گوئيا او هم بساط خويش را برچيده است

عاشقي مي گفت روزي روزگاران قديم
عشق را از غنچه هاي كوچه باغي چيده است

عشق بازي در خيابان مطلقا ممنوع شد
عابري اين تابلو را دورميدان ديده است

يك چراغ قرمز از ديروز قرمز مانده است
چشمكش را هيز چشمي خيره سر دزديده است

مي روم از شهر اين دل سنگهاي كور دل
يك نفر بر ريش ما دلريشها خنديده است

+ نوشته شده در  Wed 27 Aug 2008ساعت 2:23 PM  توسط علیرضا |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
علیرضا ادیبان سرخوش دانشجوی مهندسی برق

یک شعر قشنگ،
یک فنجان قهوه،
کمی نور آفتاب روی میز و صدای نسیم در سکوت،فـراغتی و کتـــابی و گو شــه ی چمـــنی حالااگه یک گنجشک هم اون وسط آوازبخونه اشکال نداره .

پیوندهای روزانه
پایگاه فرهنگ پارس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
1/20/2009 - 2/18/2009
12/21/2008 - 1/19/2009
11/21/2008 - 12/20/2008
10/22/2008 - 11/20/2008
8/22/2008 - 9/21/2008
7/22/2008 - 8/21/2008
6/21/2008 - 7/21/2008
5/21/2008 - 6/20/2008
پیوندها
بزرگترین مرجع دانلود
امروز
بالاترین
ارتش سرری
گاو چرون
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM